قیمت:
۲۲۵,۰۰۰ تومان
شاهی در مطلبی که سرآغاز کتاب به رشته تحریر درآورده پیرامون موضوع و محتوای کتابش چنین بیان می کند:
“هر صبح جمعه پدرم می آمد بالای سر من و می گفت: «پاشو دیر شده»، می گفتم: « کجا ؟ »، می گفت :« مشهد قالی » می گفتم : « مشهد که هفته پیش بودیم» کمی مکث می کرد و می گفت: « شاهسوارون»، می گفتم : «سه هفته پیش رفتیم» . بعد می گفت: « زنگوبر، زنگوبر تا حالا نرفتیم، هنجن هم خوبه خیلی وقته که نرفتیم»، بالاخره من با اکراه تسلیم می شدم و به دنبال او راه می افتادم.
بسیاری از عکس هایم از بقعه های چند صد ساله، حاصل همان تسلیم است. بقعه هایی که دیگر نیستند، آنها در طوفان نوسازی و ساخت حسینیه های بتونی در چند سال اخیر محو شده اند. به هر روی، شور او عادت من شد و شوق او به آبادی های دیریاب در جان من باقی ماند. هنوز هم هر وقت مرا دوربین به دست می بیند بی درنگ میگوید:«عکاسی شکار لحظه هاست.» خودش هم در جوان سالی یک لوبیتل 2 داشته و یکی از بهترین عکس هایش عکسی است که از همه ی فامیل در یکی از اتاق های « باغ شاه یا باغ فین امروزی برداشته است. همه دور سفره ی ناهار نشسته اند به دوربین می خندند و سعی می کنند خودشان را در کادر جا بدهند. عکس فقط یک عکس خانوادگی است؛ ولی زمان کار خودش را کرده است. زمان ابتذال را از هر چیز می شوید. ساده ترین عکس های قدیمی هم بعد از گذر سالها کیفیت هنری می یابند. زمان همه چیز را به دور دست می برد و هم زمان به درون می کشد.ایران دوستی من ارثی است که از او دارم ولی منطق این دلدادگی برایم روشن نیست . عقلم در شرح آن می ماند . از این محدوده بیرون تر که می روم کور میشوم به هر کدام از همسایگان غیر ایرانی که رفته ام شوق عکاسی در من بیدار نشده و دوربین من در تمام طول سفر در غلاف مانده است. آنجا هیچ چیز مرا بر نمی انگیزاند . بی آنی مناظر و مرایا ، شکوه ذهن مرا نیز می کشد. بی شک آنها زیبایی خود را دارند و همه چیز در جای مناسب خود قرار گرفته است …. حتی گرافیتی آنجا هم تحت لیسانس اصول است پس دیگر به من نیازی نیست. من تضاد را ثبت میکنم جای خالی من این جاست ؛ زیرا اولین کار هنرمند ؛ شناخت جای خود در جهان است . ایران امروز از پس همه ی خرابکاریها زیبایی استثنایی خود را یافته است گویی شهرها از شدت بی هنری به زیبایی رسیده اند . این جا جای غریبی ست . این غربت کار ما را سنگین تر می کند . ما باید آن را ضبط کنیم . این پیکار ماست با اهریمن ویرانی.
کمال الملک میگوید : «من نقاشم در دیار کلام غریبم و ابوالحسن ارموی نقاش چیره دست کر و لال بود . امر پیدا نیاز به پندار ندارد. کلام وقتی آغاز میشود که موضوع پنهان است. جایی که دیدن ممکن باشد؛ کلام ظهور نمی کند. کلمات که پایان یابند تصاویر آغاز میشوند . »
ابراهیم حقیقی در بخشی از مقدمه ای که پیرامون کتاب شاهی نگاشته آورده است:
… این کتاب بخش کوچکی از عکسهای اوست از مسابقه ای که به قول خودش با خود داشته؛ که تا می تواند از میراث نقاشی های دیواری در حال نابودی ایران عکاسی کند و اکنون با نگاهی به حاصل کار عکاسی شوریده وار او ؛ معنی و سخنی نهفته نیز بر ما رخ می گشاید.
من قومی و ملتی را می بینم که کمر به نابودی میراث خود بسته. من دیوارهایی را می بینم که اگر روزی بیانگر زیبایی های دست کار گذشتگان ما، بوده، امروز فرتوت و خسته و کمر شکسته در مرگ ناگزیر و محتوم خود، در بهت و حیرت و حسرت است. فرشته های آسمانی نقاشی های خودمانی را سیاه می کنند و صورت های شابلونی اسپری شده ی آدمهای دو روزه ی زمینی را به وفور در کوچه ها نقش می زنند . گلها و بوته ها و شمایل های آیینی مان را پاک می کنند و به جای آنها در بازارها و بر معابر بر سر عروسک های فرنگی پارچه های بنجل وارداتی را حراج می کنند و کیسه های گشاد خود را می انبارند. قصه ی فیروزه ی خراسان و خرمهره است و عیاری که دیگر نیست و سنگ محکی که کاردانَش در صندوق هفت قفل پنهانش کرده…می گوید: «به نظر من …. می توان با هر مدیومی که به انتقال سریع و درست اندیشه منجر شود کلنجار رفت. مهم معنی و روح است که می بایست در هر کالبدی که بهتر می تواند آن را حمل کند گنجانده شود.»
در «انتقال درست اندیشه» با شاهی موافقم؛ اما در «انتقال سریع» با او همدل نیستم. همین سرعت و جایگزینی تازه به دوران رسیده هاست که کمر به نابودی میراث مان بسته. کدام سرعت ؟ نادانان سرعت بیشتری از دانایان دارند. به صبوری باید کار کرد و به پختگی. به مرور زمان است و به فرهیختگی که راسخ و ماندگار می توان بود.
این عکسها حاصل سالها گشت و گذار و فرسودگی است. پوزارها باید پاره کرد تا به کندی بسیار از سنگلاخ های مهیب، راه عبوری جست. بی قراری ابوشاهی را می فهمم. در دل سنگ مثل آب روان به صبوری رخنه کردن، چیز دیگری است اما. …
این کتاب در قطع خشتی کوچک با جلد شمیز و در 142 صفحه به چاپ رسیده است.
| وزن | 15000 گرم |
|---|---|
| عکاس | |
| مقدمه | |
| تعداد صفحه | 144 |
| قطع | خشتی کوچک |
| نوع جلد | شمیز |
| شابک | 9786001521591 |
| صفحه آرایی و طراح جلد | |
| شمارگان | 1500 نسخه |
| مدیر تولید | مهدی ابراهیم |
| ترجمه | |
| ویرایش | فاطمه کاوندی |
| تاریخ انتشار | 1392 |
| نوبت چاپ | نخست |
| امور هماهنگی و تولید | سعید کاوندی |
| موضوع | ایران, ایرانگردی, تجربه های عکاسانه, دوربین بازی, دید عکاسانه, عکاس آزاد, عکاسی, عکس ها, لذت عکاسی, نگاه عکاسانه |
Ketabaks.ir
Ketabaks.ir
خوش آمدید
برای دسترسی به حساب کاربری خود، ایمیل و رمز عبور خود را وارد کنید
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.